أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

401

قانون ( فارسى )

مىدهند . اگر درد شدت يابد به لرزش دچار مىشوند و اگر خيلى شديدتر شد به تب و لرزه گرفتار مىگردند . عامل اين درد ورزش‌هاى سخت است كه موجب زياد شدن مواد دفعى آبكى و تند گرديده است و يا از شدت حركت گوشت و پيه گداخته است و بطور كلى از خلطهاى بد است كه در رگ‌ها منتشر شده‌اند و خون پسنديده ، نيروى آنها را از هم پاشيده است و موقعى كه به اطراف پوست مىرسند از آزار رسانى بازمانده‌اند و تنها آزارشان آن است كه اين نوع خستگى را همراه دارند . اگر اين خلطها كمى بجنبند ، لرزه بر اندام مىافتد و اگر زياد بجنبند تب لرزه ببار مىآيد « 198 » . گاهى نيز ممكن است خلطهاى تند جدا شوند و به صورت خام در رگ‌ها بمانند و نيز ممكن است كه خلطهاى خام در گوشت هم باشند . 2 - خستگى كشيدگى ( تمددى ) در اين نوع خستگى ، شخص خسته احساس مىكند كه تنش كوفته است و اين حالت به حرارت و كشيدگى منجر مىشود و شخص از هر نوع حركت و حتى كش دادن اندام‌هاى خويش نفرت دارد ، بويژه اگر اين حالت از خستگى بر اثر كار عارض شده باشد . اين خستگى از آن است كه مواد زائد در ماهيچه‌ها متوقف شده‌اند و ليكن گوهرشان پسنديده است و آزارى ندارند و يا اينكه ناشى از باد است . تفاوت بين خستگى ناشى از مواد زائد و خستگى ناشى از باد آن است كه خستگى در اين يكى سبك و در آن ديگرى سنگين است . اين خستگى غالبا بر اثر خواب ناتمام عارض مىشود و اگر پس از خواب تمام روى دهد علت ديگرى دارد و اين نوع از تمام انواع خستگى بدتر است . آزاردهنده‌ترين نوع خستگى كشيدگى آن است كه حالت هموارى ( استراحت ) قسمت‌هاى ماهيچه را بهم زده است . 3 - خستگى ورمى در اين خستگى تن بيشتر از حالت طبيعى گرم مىشود ، حالتى پيدا مىكند شبيه باد كردگى و رنگ آن نيز مانند اعضاء ورم كرده مىشود . بر اثر لمس درد مىكند و در حال جنبش به درد مىآيد و بيمار احساس كشيدگى مىنمايد .

--> ( 198 ) - نسخه انگليسى : « خستگى قرحه‌اى به علت تجمع زياد مواد زائد رقيق و فعال عارض مىشود . اين مواد زائد در نتيجه صدمه و تخريب بافتهاى عضلانى و چربى به علت ورزشهاى سخت حاصل مىشوند ، در خستگى قرحه‌اى اگر مواد زائد بوسيله خون جذب شوند و نتيجتا رقيق گردند به صورت مواد ناخوشىزا و فاسد درمىآيند . مواد مذكور هنگامى كه به سوى پوست روى مىآورند خود را به صورت رقيق شده ، به پوست مىرسانند و نتيجتا باعث خستگى ، نازكى ، آشفتگى ، تركيدگى پوست و برخى اوقات سبب لرزش در حركت مىشوند » .